مقالات علمی
بررسی عوامل موثر در انتخاب و انتصاب مدیران
سال: ۱۴۰۳ | نوع: مقاله ژورنالی
محل انتشار: فصلنامه مطالعات نوین در مدیریت و سازمان، دوره ۱، شماره ۳
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/2267113/
خلاصه: این پژوهش با تمرکز بر «کیفیت مدیریت» بهعنوان عامل تعیینکننده موفقیت سازمان، عوامل اثرگذار بر انتخاب و انتصاب مدیران را شناسایی و رتبهبندی میکند و یک چارچوب کاربردی برای تصمیمگیری بهتر در انتصابات مدیریتی ارائه میدهد.
فرهنگ مدیریت ایرانی و توسعه دانش بنیان
سال: ۱۳۹۸ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: چهارمین کنفرانس ملی مدیریت، حسابداری و اقتصاد با تاکید بر بازاریابی منطقهای و جهانی
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/915315/
خلاصه: مقاله نشان میدهد مؤلفههای فرهنگ مدیریت چگونه بر کارآفرینی و توسعه سازمانهای دانشبنیان اثر میگذارند و چرا در شرایط رکود/تورم، اصلاح ساختارها و فرآیندهای کسبوکار برای این سازمانها حیاتی است.
محیط زیست ، توسعه پایدار ! توریسم پایدار
سال: ۱۳۹۷ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: ششمین کنفرانس ملی تازهیافتهها در مدیریت و مهندسی صنایع با تاکید بر کارآفرینی در صنایع
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/867706/
خلاصه: این مقاله بر پیوند میان توسعه پایدار و صنعت گردشگری تأکید دارد و با نگاه مدیریتی، ضرورت سیاستها و اقدامات پایدار را برای حفاظت از محیطزیست و توسعه اقتصادی-اجتماعی توضیح میدهد.
بررسی عوامل موثر در انتخاب و انتصاب مدیران
سال: ۱۴۰۳ | نوع: مقاله ژورنالی
محل انتشار: فصلنامه مطالعات نوین در مدیریت و سازمان، دوره ۱، شماره ۳
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/2267113/
خلاصه: این پژوهش با تمرکز بر «کیفیت مدیریت» بهعنوان عامل تعیینکننده موفقیت سازمان، عوامل اثرگذار بر انتخاب و انتصاب مدیران را شناسایی و رتبهبندی میکند و یک چارچوب کاربردی برای تصمیمگیری بهتر در انتصابات مدیریتی ارائه میدهد.
مدل بلوغ مدیریت دانش در شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی
سال: ۱۳۸۸ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: دومین کنفرانس ملی مدیریت دانش
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/89664/
خلاصه: مقاله یک چارچوب «بلوغ مدیریت دانش» برای سازمان صنعتی ارائه میکند تا سطح فعلی مدیریت دانش ارزیابی و مسیر بهبود مشخص شود؛ هدف، افزایش بهرهوری، تصمیمگیری بهتر و تبدیل تجربه به دارایی سازمانی است.
مدیریت دانش در پژوهش و فناوری پتروشیمی: راه پیموده شده
سال: ۱۳۸۷ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: اولین کنفرانس پتروشیمی ایران
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/42669/
خلاصه: این مقاله تجربه پیادهسازی مدیریت دانش در یک سازمان پژوهشی-فناورانه را مرور میکند و بر درسآموختهها، چالشهای اجرایی و عوامل موفقیت در تبدیل دانش ضمنی به دانش قابل استفاده سازمانی تأکید دارد.
پیادهسازی طرح جامع فاوا ۱ و نقش چارچوبهای معماری سازمانی
سال: ۱۳۸۷ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: اولین کنفرانس پتروشیمی ایران
پیادهسازی طرح جامع فاوا ۱ و نقش چارچوبهای معماری سازمانی
سال: ۱۳۸۷ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: اولین کنفرانس پتروشیمی ایران
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/42512/
خلاصه: مقاله توضیح میدهد چرا طرحهای جامع فاوا/ICT در سازمانهای بزرگ نیازمند معماری سازمانی هستند؛ معماری سازمانی نقش «نقشه راه» را برای همراستایی فناوری، فرآیند و ساختار ایفا میکند و ریسک شکست را کاهش میدهد.
رابطه بین فرهنگ، کارآفرینی و عملکرد در سازمانهای پژوهش فناوری (مورد مطالعه: پژوهشگاه صنعت نفت)
سال: ۱۳۹۵ | نوع: مقاله نشریه
محل انتشار: نشریه مدیریت فرهنگی (دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات) – سال ۱۰، شماره ۳۱
لینک مرجع: https://elmnet.ir/doc/2790151-21342
خلاصه: این مقاله رابطه بین فرهنگ سازمانی، گرایشهای کارآفرینانه و عملکرد را بررسی میکند و نشان میدهد فرهنگ مناسب میتواند موتور نوآوری و بهبود بهرهوری در سازمانهای پژوهشی-فناورانه باشد.
راهکارهای اتکا به نیروهای درونزا
سال: ۱۳۹۴ | نوع: مقاله نشریه
محل انتشار: نشریه صنعت حمل و نقل – شماره ۳۴۲ (مهر ۱۳۹۴)
لینک مرجع: https://elmnet.ir/doc/1402226-32252
خلاصه: این مقاله مجموعهای از راهکارهای مدیریتی برای تقویت ظرفیتهای داخلی و ارتقای تابآوری سازمان/اقتصاد ارائه میکند و بر مدیریت منابع، بهرهوری و اصلاح سازوکارهای اجرا تمرکز دارد.
پایش محیطی و بیولوژیکی جیوه و تعیین اثرات مواجهه با آن بر اختلالات عصبی-رفتاری؛ مطالعه مورد-شاهدی در میان کارکنان یکی از واحدهای صنعت نفت
سال: ۱۳۹۷ | نوع: مقاله نشریه
محل انتشار: نشریه بهداشت و ایمنی کار – تابستان ۱۳۹۷، شماره ۲
لینک مرجع: https://elmnet.ir/doc/1855015-12251
خلاصه: مقاله به موضوع سلامت شغلی در صنعت نفت میپردازد و با رویکرد پژوهشی، ارتباط مواجهه با جیوه و برخی پیامدهای عصبی-رفتاری را بررسی میکند؛ خروجی آن برای مدیریت ریسک و HSE قابل استفاده است.
مدل بلوغ مدیریت دانش در شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی
سال: ۱۳۸۸ | نوع: مقاله کنفرانسی
محل انتشار: دومین کنفرانس ملی مدیریت دانش
لینک مرجع: https://civilica.com/doc/89664/
خلاصه: مقاله یک چارچوب «بلوغ مدیریت دانش» برای سازمان صنعتی ارائه میکند تا سطح فعلی مدیریت دانش ارزیابی و مسیر بهبود مشخص شود؛ هدف، افزایش بهرهوری، تصمیمگیری بهتر و تبدیل تجربه به دارایی سازمانی است.
پایاننامه: بررسی رابطه بین نظام ارزیابی عملکرد و مدیریت دانش سازمانی از دیدگاه کارکنان دانشی شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران (راهنما/مشاور)
سال: ۱۳۸۷ | نوع: پایاننامه
محل انتشار: دانشگاه سیستان و بلوچستان (کارشناسی ارشد)
لینک مرجع: https://elmnet.ir/doc/201? (لینک در Elmnet صفحه ۲)
خلاصه: این پایاننامه پیوند بین ارزیابی عملکرد و مدیریت دانش سازمانی را از نگاه کارکنان دانشی بررسی میکند؛ موضوعی که برای طراحی نظامهای انگیزشی و تبدیل دانش به عملکرد اهمیت دارد.
Examining the Factors Affecting the Selection and Appointment of Managers
سال :2024
لینک مرجع: View at jmsmo.ir
خلاصه:The success of organizations is largely due to the competence and competence of their managers. No organization can be found that has experienced sustainable success and has not had a wise, efficient, and competent manager. Since the success or failure of an organization largely depends on its management, it is necessary to reflect on management and how managers are appointed. This research aims to identify the factors affecting the selection and appointment of managers. The research method is descriptive-survey. The data required for this research was collected through a researcher-made questionnaire and a complete sample of 90 senior, middle, and junior managers of the Public Administration Training Center and the Higher Institute of Management and Planning Education and Research, and the data was analyzed in the form of Kolmogorov-Smirnov tests, binomial test, and Friedman test. In the present article, the factors affecting the selection and appointment of managers have been examined, and these effective factors have been ranked, which are respectively: process factors, objective factors, and contextual factors in terms of their effectiveness. Also, the claim of normality of observations for all three variables was accepted at a confidence level of 95%. Finally, the importance of these factors in the selection and appointment of managers is not the same, and considering the significance of the difference in the rankings, it can be stated that the average ranking of each factor is as follows: process factor 2.27, contextual factor 1.93, and objective factor 2.13.
Environmental and biological monitoring of exposure to mercury and assessment of its effects on neurobehavioral disorders; A case-control study among workers in a unit of …
سال:2018
لینک مرجع:openurl.ebsco.com
خلاصه:
Mercury, in different form can induce adverse effects on various organs especially central nervous system. The aim of this study was to determine concentration of mercury in inhalation and urine of the exposed worker and to investigate the prevalence of probable neurobehavioral disorders.
Material and Method
The present case-control study was conducted among workers of a unit in a petroleum industry. The study population consisted of 52 workers as case and 63 workers as control groups. The mercury concentration in air and urine was measured according to NIOSH 6009 standard and using the cold vapor atomic absorption spectrophotometer (CV-AAS). Demographic data and neurobehavioral disorders were collected using a self-reported questionnaire. Pearson correlation coefficient, multiple regression tests and SPSS v24 were used to analyze the data.
Result
Air concentration of mercury was 0.062±0.0014 mg/m³ which was higher than the recommended threshold by NIOSH and ACGIH. In addition, there was a significant difference between urinary concentration of mercury in the case (37.73±13.01 µg/g cratinine) and control (5.93±4.76 µg/g cratinine) groups (p= 0.03 6). Based on the multivariate logistic regression model, significant relationships were found between memory loss, sleep disturbance, and urine mercurial concentrations and, between memory loss, moody, muscle weakness and air mercurial concentration.
Conclusion
The values of Hg in blood and urine workers who worked in investigated unit were significantly higher than recommended threshold values. In addition, the Hg concentration in urine was related to some of neurobehavioral disorders.
از چارچوبهای مدیریتی تا مدیریت هوشمند
از چارچوبهای مدیریتی تا مدیریت هوشمند
بازتعریف SWOT، PESTLE، SCOR، SIPOC و RACI در عصر هوش مصنوعی
هوش مصنوعی در حال تغییر بسیاری از ابزارها و روشهایی است که مدیران برای تحلیل، برنامهریزی و تصمیمگیری از آنها استفاده میکنند. با این حال، ورود هوش مصنوعی الزاماً به معنای کنار گذاشتن چارچوبهای مدیریتی شناختهشده نیست.
شاید پرسش مهمتر این باشد:
آیا میتوان دانش و تجربه مدیریتی نهفته در چارچوبهای معتبر را با قدرت تحلیل داده و پیشبینی هوش مصنوعی ترکیب کرد؟
در مجموعه یادداشتهای قبلی، پنج چارچوب SWOT، PESTLE، SCOR، SIPOC و RACI را از همین منظر بررسی کردیم. هر یک از این چارچوبها بخش متفاوتی از واقعیت سازمان را نشان میدهند؛ از استراتژی و محیط بیرونی گرفته تا زنجیره تأمین، فرایندها و مسئولیتهای سازمانی.
در کنار هم، این پنج چارچوب میتوانند تصویری بسیار گستردهتر از سازمان در اختیار مدیر قرار دهند. هوش مصنوعی نیز میتواند این تصویر را از یک تحلیل عمدتاً دورهای و ایستا، به یک نظام اطلاعاتی پویاتر، دادهمحور و حتی پیشبینانه تبدیل کند.
SWOT + AI؛ از تحلیل ایستا به هوشمندی راهبردی
SWOT یکی از شناختهشدهترین ابزارهای تحلیل استراتژیک است و به مدیران کمک میکند نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدهای سازمان را شناسایی کنند.
محدودیت اصلی زمانی ایجاد میشود که این تحلیل صرفاً بر جلسات مدیریتی، گزارشهای گذشته و برداشت افراد متکی باشد. در محیطی که شرایط بازار، رقبا، فناوری و رفتار مشتریان دائماً تغییر میکند، یک SWOT که امروز تهیه شده است ممکن است چند ماه بعد بخشی از اعتبار خود را از دست بدهد.
هوش مصنوعی میتواند با تحلیل مستمر دادههای داخلی و خارجی، به شناسایی قابلیتهای واقعی سازمان، ناکارآمدیها، فرصتهای جدید بازار و علائم اولیه تهدیدها کمک کند.
بنابراین:
SWOT ساختار تحلیل استراتژیک را فراهم میکند و AI میتواند آن را پویاتر و دادهمحورتر کند.
اما تفسیر اینکه یک داده یا روند چه معنای استراتژیکی برای سازمان دارد، همچنان نیازمند تجربه و قضاوت مدیریتی است.
PESTLE + AI؛ از بررسی محیط به پایش مستمر تغییرات
هیچ سازمانی مستقل از محیط پیرامون خود فعالیت نمیکند. تحولات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، قانونی و محیطزیستی میتوانند مستقیماً بر استراتژی و عملکرد سازمان تأثیر بگذارند.
PESTLE چارچوبی برای مشاهده منظم این عوامل فراهم میکند.
مسئله اینجاست که سرعت تغییر محیط کسبوکار در بسیاری از موارد از چرخههای سنتی برنامهریزی بیشتر شده است. مقررات، نرخ ارز، فناوریهای جدید، رفتار مصرفکنندگان یا حتی ریسکهای ژئوپلیتیکی ممکن است در مدت کوتاهی تغییر کنند.
AI میتواند حجم وسیعی از اطلاعات بیرونی را رصد و تحلیل کند و نشانههای تغییر را سریعتر در اختیار مدیران قرار دهد.
به بیان ساده:
PESTLE به ما کمک میکند بفهمیم در محیط پیرامون چه میگذرد؛ AI میتواند کمک کند بفهمیم چه چیزی در حال تغییر است و احتمالاً چه چیزی در پیش است.
این ترکیب، تحلیل محیط را به سمت هوشمندی مستمر محیطی و آیندهنگری استراتژیک هدایت میکند.
SCOR + AI؛ حرکت به سوی زنجیره تأمین پیشبینانه
زنجیره تأمین یکی از حوزههایی است که ارزش عملی هوش مصنوعی در آن بسیار ملموس است.
چارچوب SCOR امکان بررسی ساختاریافته عملکرد زنجیره تأمین را فراهم میکند؛ اما AI میتواند لایهای از تحلیل و پیشبینی را به آن اضافه کند.
تحلیل دادههای تقاضا، موجودی، عملکرد تأمینکنندگان، هزینهها، لجستیک و همچنین سیگنالهای محیطی میتواند به سازمان کمک کند تا اختلالات احتمالی را زودتر شناسایی کند، تقاضا را دقیقتر پیشبینی کند و گزینههای مختلف تأمین را پیش از وقوع بحران ارزیابی کند.
در اینجا تغییر نگرش مهمی اتفاق میافتد:
SCOR کمک میکند بدانیم زنجیره تأمین چگونه عمل میکند؛ AI کمک میکند پیشبینی کنیم در آینده چگونه ممکن است عمل کند.
هدف، حرکت از مدیریت صرفاً واکنشی زنجیره تأمین به سمت تصمیمگیری پیشبینانه است.
SIPOC + AI؛ از ترسیم فرایند به بهبود هوشمند فرایند
SIPOC با پنج مؤلفه تأمینکنندگان، ورودیها، فرایند، خروجیها و مشتریان، تصویری ساده و ساختاریافته از یک فرایند ارائه میدهد.
اما دانستن اینکه یک فرایند چگونه طراحی شده، الزاماً به معنای دانستن این نیست که آن فرایند در عمل چگونه رفتار میکند.
AI میتواند دادههای واقعی عملیات را تحلیل کند و گلوگاهها، تأخیرهای تکرارشونده، تغییرات غیرعادی و ناکارآمدیهایی را آشکار سازد که ممکن است در نقشه فرایند بهسادگی دیده نشوند.
بنابراین:
SIPOC نشان میدهد فرایند چگونه ساختاربندی شده است؛ AI کمک میکند بفهمیم فرایند در عمل چگونه رفتار میکند.
این قابلیت میتواند به سازمان کمک کند تا بهبود فرایند را از یک فعالیت مقطعی به یک فرایند مستمر و دادهمحور نزدیک کند.
RACI + AI؛ هوشمندی بیشتر، اما مسئولیت همچنان انسانی
آخرین حلقه این مجموعه، ساختار مسئولیت و پاسخگویی است.
RACI مشخص میکند چه کسی مسئول انجام کار است، چه کسی پاسخگوی نهایی است، با چه کسانی باید مشورت شود و چه کسانی باید در جریان قرار گیرند.
در بسیاری از سازمانها، ساختار رسمی مسئولیتها با آنچه در عمل اتفاق میافتد کاملاً یکسان نیست. ممکن است مسئولیتها همپوشانی داشته باشند، تصمیمها در نقاط مشخصی متوقف شوند یا بار کاری بهطور نامتوازن توزیع شود.
AI میتواند با تحلیل جریان کار، اطلاعات پروژهها، تخصیص منابع و الگوهای ارتباطی، چنین مشکلاتی را بهتر آشکار کند.
اما در این بخش یک مرز بسیار مهم وجود دارد:
هوش مصنوعی میتواند درباره مسئولیت و عملکرد اطلاعات و پیشنهاد ارائه دهد، اما پاسخگویی نهایی باید انسانی باقی بماند.
اختیار، مسئولیت و پاسخگویی مفاهیمی مدیریتی هستند و نمیتوان آنها را صرفاً به یک الگوریتم واگذار کرد.
پنج چارچوب، یک تصویر مدیریتی
اگر این پنج چارچوب را جدا از یکدیگر ببینیم، هرکدام ابزار مفیدی برای حل بخشی از مسائل مدیریت هستند. اما ارزش اصلی زمانی آشکار میشود که آنها را در کنار یکدیگر قرار دهیم:
SWOT → استراتژی و موقعیت سازمان
PESTLE → محیط و تغییرات بیرونی
SCOR → زنجیره تأمین و عملیات تأمین
SIPOC → فرایندها و جریان ارزش
RACI → مسئولیت، اختیار و پاسخگویی
در نتیجه، با یک زنجیره نسبتاً جامع مواجه میشویم:
استراتژی → محیط → زنجیره تأمین → فرایندها → پاسخگویی
هوش مصنوعی میتواند دادهها و الگوهای موجود در این پنج حوزه را به یکدیگر نزدیک کند و به مدیر کمک کند ارتباط میان آنها را بهتر ببیند.
برای مثال، یک تغییر اقتصادی یا قانونی که توسط PESTLE شناسایی میشود، ممکن است به یک تهدید در SWOT تبدیل شود؛ این تهدید میتواند زنجیره تأمین را در SCOR تحت تأثیر قرار دهد، نیازمند اصلاح یک فرایند در SIPOC باشد و در نهایت مسئولیت اقدام در RACI مشخص شود.
اینجاست که مفهوم مدیریت هوشمند و یکپارچه معنا پیدا میکند.
نتیجهگیری؛ AI جایگزین مدیریت نیست
شاید مهمترین نتیجه این مجموعه این باشد که آینده مدیریت الزاماً در کنار گذاشتن ابزارها و چارچوبهای شناختهشده نیست.
برعکس، میتوان تجربه مدیریتی انباشتهشده در این چارچوبها را با داده و قابلیتهای جدید هوش مصنوعی ترکیب کرد.
این ترکیب میتواند سازمان را از:
تحلیل دورهای → به هوشمندی مستمر
تصمیمگیری واکنشی → به تصمیمگیری پیشبینانه
ابزارهای جداگانه → به نگاه یکپارچه مدیریتی
هدایت کند.
اما در تمام این مسیر باید یک اصل را حفظ کرد:
هوش مصنوعی میتواند اطلاعات، الگوها و پیشبینیهای بهتری در اختیار مدیر قرار دهد؛ اما قضاوت، انتخاب، مسئولیت و پاسخگویی همچنان وظیفه مدیریت است.
بنابراین میتوان عصاره این مجموعه را در یک رابطه ساده خلاصه کرد:
چارچوبهای معتبر مدیریتی + داده + هوش مصنوعی + قضاوت مدیریتی = مدیریت هوشمند
این شاید یکی از مسیرهای عملی استفاده از هوش مصنوعی در مدیریت باشد: نه جایگزینی تجربه مدیریتی با فناوری، بلکه تقویت تجربه و قضاوت مدیریتی با فناوری
